ترانه آهنگ محسن چاوشی به نام دلبر

بستد دل و دین از من ، از من دل و دین بستد
کافر نکند چندین ، چندین نکند کافر
دو رخ چو قمر دارد ، دارد چو قمر دو رخ
عنبر ز قمر رسته ، رسته ز قمر عنبر
چشمش ببرد دلها ، دلها ببرد چشمش
باور نکند خلق آن ، خلق آن نکند باور
حیران شده و عاجز ، عاجز شده و حیران
بت گر ز رخش چون بت ، چون بت ز رخش بت گر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم برزد ، برزد به دلم آذر
عاشق شده‌ام بر وی ، بر وی شده‌ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم برزد ، برزد به دلم آذر
عاشق شده‌ام بر وی ، بر وی شده‌ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر



نالم ز رخش دائم ، دائم ز رخش نالم
داور ندهد دادم ، دادم ندهد داور
مسته صنما چندین ، چندین صنما مسته
می خور به طرب با من ، با من به طرب می خور
منت به سرم بر نِه ، بر نِه به سرم منت
ساغر به کفم بر نِه ، بر نِه به کفم ساغر
رفته به سفر یارم ، یارم به سفر رفته
ای در چه کنم تنها ، تنها چه کنم ای در
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم بر نِه ، بر نِه به دلم آذر
عاشق شده‌ام بر وی ، بر وی شده‌ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر
دلبر صنمی شیرین ، شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم برزد ، برزد به دلم آذر
عاشق شده‌ام بر وی ، بر وی شده‌ام عاشق
یکسر دل من او برد ، برد او دل من یکسر

نظرات